از امام محمد باقر (ع): حاجيان انسان نما
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

ابوبصير كه يكى از اصحاب باوفاى امام محمّد باقر و امام جعفر صادق عليهماالسلام و نيز يكى از راويان حديث مى باشد، ضمن حكايتى گويد:
به همراه حضرت باقرالعلوم عليه السلام در مراسم حجّ بيت اللّه الحرام شركت كردم ، چون در جمع حُجّاج قرار گرفتيم ، به آن حضرت عرضه داشتم : ياابن رسول اللّه ! امسال حاجى ها بسيار هستند و ضجّه و شيون عظيمى بر پا است ؟!
حضرت فرمود: آرى ؛ ضجّه و شيون بسيار مى باشد، ولى حاجى بسيار اندك است ؛ و سپس افزود: اى ابو بصير! آيا دوست دارى آنچه را گفتم ببينى تا بر ايمانت افزوده گردد؟
عرض كردم : بلى .
پس از آن ، خضرت دست مباركش را بر صورت و چشم هايم كشيد و دعائى را زمزمه نمود و سپس فرمود: اى ابوبصير! اكنون خوب نگاه كن ببين چه مى بينى .
همين كه چشم هايم را گشودم و دقّت كردم بيشتر افراد را شبيه حيواناتى ، چون خوك ، ميمون و... ديدم ، ولى قيافه انسان در آن جمع بسيار كم و ناچيز بود، همانند ستارگانى درخشان در فضائى تاريك ، گفتم : درست فرمودى ، اى مولاى من ! حاجيان اندك و سر و صدا بسيار است .
سپس امام باقر عليه السلام دعائى ديگر زمزمه و قرائت نمود و ديدگان من به حالت اوّل بازگشت ، و پس از آن فرمود: ما بخيل نيستيم ، ليكن مى ترسيم فتنه اى در بين مردم واقع شود و آنان لطف و فضل خداوند را نسبت به ما ناديده بگيرند و ما را در مقابل خداى سبحان قرار دهند، با اين كه ما بندگان خدا هستيم و از عبادت و اطاعت او سرپيچى نمى كنيم و در تمام امور تسليم محض او بوده و خواهيم بود.

منبع


 
از سبز به سبز
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
من در اين تاريكي
فكر يك بره روشن هستم
كه بيايد علف خستگي‌ام را بچرد.

من در اين تاريكي
امتداد تر بازوهايم را
زير باراني مي‌بينم
كه دعاهاي نخستين بشر را تر كرد.

من در اين تاريكي
درگشودم به چمن‌هاي قديم،
به طلايي‌هايي، كه به ديوار اساطير تماشا كرديم.

من در اين تاريكي
ريشه‌ها را ديدم
و براي بته نورس مرگ، آب را معني كردم.

سهراب سپهری


 
خليج فارس
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ آذر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

چند روز پیش همايش بررسي جايگاه پديد آورندگان زرتشتي ، كليمي ، آشوري و ارمني عرصه فرهنگ نوشتاري ايران معاصربه همت دفتر مجامع ، تشكل ها و فعاليت هاي فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي  در خانه کتاب برگزار و در آن از برگزیدگان این عرصه تجلیل شد .

یکی از این برگزیدگان ابراهیم سعیدیان از هموطنان کلیمی بود که شعری درباره خلیج فارس سروده بود٬دیدم بد نیست شعر او را نقل کنم:

برو می گو بر آن دونان مجنون                 به آن نابخردان پست ملعون

ز خاک پاک ایران پاس داریم                    تسلط بر خلیج فارس داریم

خلیج فارس یک مهر خدایی                      مقدس آب پاک آریایی

عطا فرمود آن دادار سبحان                      به این قوم و به این خلق و به ایران

جوانان در رهش از جان گذشتند                 که خون خویش با خاکش سرشتند

ستیز و جنگ بس بسیار کردند                  وطن از بد سگالان پاک کردند

اگر دیهیم ایران بر فراز است                    ز خون شاهدان پاکباز است

اگر دشمن به سویش پا گذارد                     تلی از کشتگان بر جا گذارد

که آب و خاک ایران مشک خیز است          برای ملت ایران عزیز است

چنین گفت آریا با جان و با دل                   سزا نبود شدن یک لحظه غافل

سر و جانم فدای خاک میهن                      نثارش می کنم جان و سر و تن

همچنین یکی دیگر از برگزیدگان به نام توران شهریاری از هم وطنان زرتشتی یک دو بیتی قرائت کرد که ذکر آن خالی از لطف نیست:

خليج فارس خليج عرب نخواهد شد

كه نام روز دل افروز شب نخواهد شد


 
 
 
 

Large Visitor Globe