تونس(4)
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

آب و هوای تونس هم،یک جور خاصی است.بیرون که می روی،بعضی وقتها آفتاب آنقدر تیز و داغ است که خیس عرق می شوی و می سوزی(لابد اروپایی ها برای همین می آیند اینجا گردشگری تا برنزه شوند) ولی در عین حال به سایه که می روی خنک است.

تا نشسته ای،ابر غلیظ بالا می آید و باران های شدیدی می بارد و هوا آنچنان سرد می شود که مجبور می شوی حداقل یک سوئیشرت بپوشی.

خلاصه آب و هوا مدیترانه ای است.

در خیابان های اینجا که راه می روی،راه به راه "صیدلیه" است،یعنی داروخانه.واقعا نمی دانم اینهمه داروخانه برای چیست؟!

بیشتر از صیدلیه هم،چیزی که فراوان است"مقهی" است و "مطعم"،یعنی قهوه خانه و سالن غذاخوری.من فکر می کنم مردم اینجا بیشتر عمرشان را در این دوجا می گذرانند.

مقهم هایی که بدون واهمه از شهرداری و سدمعبر،میز و صندلی هایشان را وسط پیاده رو چیده اند و  مرد و زن و پسر و دختر، گله گله روی صندلی ها نشسته اند و ساعات فراغت را سپری می کنند.

بیشتر آنها یک استکان کوچک قهوه تلخ جلویشان است و دو ساعت همان را می خورند و هی سیگار می کشند و هی قلیان دود می کنند...


 
تونس(3)
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

مردم اینجا کلا مهربان و آرامند.

روزهای اول که دنبال میدان جمهوری یا همان 14 ژانویه می گشتیم،مردی حدودا 60 ساله متوجه شد ما ایرانی هستیم و خیلی ابراز خوشحالی کرد.از ما پرسید:تونس کشور خوبی است و اینکه ما از تونس خوشمان آمده است؟

وقتی از او آدرس میدان را پرسیدیم با ما همراه شد و در بین راه از خودش گفت ،گفت که امروز پدر شده و خداوند به او دختری داده و او اسمش را گذاشته است مریم.

و در نهایت کار به اینجا کشید که طلب پول کرد و گفت:اگر ممکن است به من پول بدهید می خواهم برای همسرم دسته گل بخرم!

تازه فهمیدیم که یک مرد حدودا شصت ساله چرا صاحب فرزند شده است!

نتیجه اخلاقی اینکه اینجا ، مردم کلا مهربان و آرامند؛اما بعضی ها هم هستند که وقتی می فهمند تو خارجی هستی، سعی می کنند یک جوری تو را بتیغند!


 
تونس(2)
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

اینجا شهرها کلا سفید به نظر می رسند،چون نمای بیشتر خانه ها به رنگ سفیدند و رعایت این نکته باعث شده که شهرها زیبا به نظر برسند.

تونس کشوری گردشگری است البته پس از انقلاب،بخش عمده گردشگران خود را از دست داده،طوری که ما زمانی که به تونس رسیدیم،تنها پروازی بودیم که در فرودگاه نشستیم و فرودگاه بسیار خلوت بود،برعکس فرودگاه استانبول،که هواپیماها پشت سریکدیگر معطل تیک آف در باند پروازند.

هتلی که ما در آن استقرار داریم در مرکز شهر است.وارد کوچه و خیابان ها که می شوی،می فهمی که وارد کشوری جهان سومی شده ای و از این تعجب می کنی که چرا اروپایی ها برای گردشگری به اینجا می آیند!

کنار خیابانها و کوچه های شهرتونس،پر از ته سیگار و سطل های زباله ای است که مملو از زباله است،انگار که اینجا شهرداری ندارد.

اما به شمال شهر که می روی،اوضاع به مراتب بهتر است،خیابانها،کوچه ها، ساختمانها و منازلی شیک تر و تمیزتر.اینجاست که کمی امیدوار می شوی و خودت را توجیه می کنی که چرا گردشگران به اینجا می آیند!


 
تونس(1)
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

حدود دو هفته ای هست که در تونس به سر می بریم.پایتخت تونس,شهر تونس است.بهار عربی از اینجا شروع شده,یعنی موج انقلاب های عربی-اسلامی نخستین بار از تونس آغازیدن گرفت.این اعتراضات در ۱۸ دسامبر۲۰۱۰ در پی خودسوزی محمد بوعزیزی در اعتراض به فساد و بدرفتاری پلیس آغاز شد و در نهایت حکومت در ۱۴ ژانویه با فرار زین‌العابدین بن علی رئیس‌جمهور  تونس به عربستان،سقوط کرد.حالا میدان مرکزی شهر که محل اجتماعات مردم تونس در طول انقلاب بود،به میدان جمهوری یا 14 ژانویه تغییر نام داده است.

تونسی ها کلا ایرانی ها را دوست دارند،بیشتر آنها وقتی می فهمند ما ایرانی هستیم،ابراز خوشحالی می کنند و سریعا می گویند:"احمدی نجاد" !

سعی می کنم در پست های بعدی،نکاتی را که به نظرم جالب می آید،بنویسم.


 
 
 
 

Large Visitor Globe