دیوان ناصرالدین شاه قاجار
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ مهر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

                                   

به همه چیز فکر میکردم به غیر از دیوان ناصرالدین شاه قاجار!گرچه اشعارش از نظر ابیات اندکند اما از نظر غنا و محتوی فوق العاده اند.جالبتر اینکه بسیاری از اشعاردرخشانش درباره ائمه اطهار(ع) به ویژه حضرت امام حسین(ع) است.
نقل میکنند که ناصرالدین شاه قاجار به کربلا مشرف شد.قبل از وارد شدن به حرم مطهر حسینی به صدر اعظمش گفت:یک روضه خوان خوبی پیدا کن تا من گریه کنم.صدر اعظم طبق دستور رفت چندتا از بهترین روضه خوانهای کربلا را آورد.هر چه روضه خوانها خواندند شاه ابدا گریه اش نگرفت!صدر اعظم ترسید، به علمای کربلا گفت اگر شاه به گریه نیفتد کار خراب میشود.رفتند روضه خوان گمنامی  آوردند.روضه خوان، سیدی پیر اما خبره وکاردان بود.به صدر اعظم گفت: من شاه را میگریانم.به مجرد اینکه نزدیک شاه رسید خطاب به قبر امام حسین(ع) عرض کرد:یا حسین تو در وسط میدان کربلا،آن وقت که یکه و تنها شدی هی داد می زدی "هل من ناصر"حالا این ناصر آمده،اما حیف که دیر آمده!شاه همین که این را شنید به اندازه ای گریه کرد که صدراعظم ترسید برای شاه اتفاقی بیفتد.به روضه خوان گفت:بس است دیگر نخوان.ناصر الدین شاه بعد از این صحنه که به حال عادی خود بازگشت،با سوز و گداز این رباعی را به حضرت امام حسین(ع) عرض کرد:
گر دعوت دوست میشنودم آنروزدیوان ناصرالدین شاه قاجار
من گوی مراد می ربودم آنروز
آن روز  که بود روز هل من ناصر
ای کاش که "ناصر"تو بودم آنروز

ناصرالدین شاه غزلیات دلنشینی هم سروده:
وقت مردن تیشه با فرهاد گفت
عشق را نتوان شمردن سرسری
بس که غارت کرده دلها را به ناز
خسته شد چشمانت از غارتگری
هم نگاهت رشک آهوی ختن
هم خرامت غیرت کبک دری
هم به سیرت از ملک پاکیزه تر
هم به صورت از پری زیباتری


 
 
 
 

Large Visitor Globe