تاکسی
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

به چهار راه که رسیدم،سوار یک تاکسی پیکان لکنته شدم که از فرط فرسودگی یک وَر شده بود.راه که افتاد دیدم همه جانش صدا می دهد.با خودم فکر کردم که چرا راننده تاکسی به این صداها توجهی نمی کند که چشمم افتاد به یک صفحه چوب کوچک که بر روی داشبورد نصب شده بود و بر روی آن به خط نستعلیق نوشته بود:

راننده ناشنواست،لطفا پیش از رسیدن به مقصد خبر کنید.

و زیر این صفحه چوبی کوچک عکس کوچکی از "گوگوش" به چشم می خورد.

راننده از صدای گوگوش چه می دانست؟


 
 
 
 

Large Visitor Globe