باز هم مترو!

قول می دم همین یه مطلب رو از مترو بنویسم و بعدش دیگه از قطار پیاده شم،باور کنید!دروغگو

همینطور که با نوک انگشت به میله ها آویزون بودم و چند نفر از پشت منو تحت فشار گذاشته بودن و شکمم به شکم آقای روبروییم فشاریده!می شد و های دهن و گرمی نفس دماغ و مخلوط ادکلن و عرق زیر بغلش به طرز چندش آوری می خورد توی صورتم،چشمم افتاد به تبلیغ یه ساعت مچی خارجی.

یه ساعت با صفحه گرد سفید که داخل این صفحه علاوه بر ساعت شمار و دقیقه شمار و ثانیه شمار،چند تا عقربه کوچیک دیگه هم بود و دورتادور این صفحه گرد،علاوه بر اعداد یک تا دوازده،چند دور عدد دیگه هم بود که نمی دونم کارشون چی بود؛ نه عددها،نه عقربک ها!

همین که قطار رسید به ایستگاه بعدی و ترمز کرد،فشارهایی که بیشتر شبیه فشار شب اول قبر بود،شدت پیدا کرد و باعث شد فکری مثل برق از کله ام بپره که چرا مایی که خودمون واگن مترو می سازیم(فقط نمی دونم چرا روی موتورهای محرکه زیر واگن ها هنوز به خط چینی می نویسن!)توی ساخت ساعت مچی به خودکفایی نرسیدیم که حالا مجبور باشیم تبلیغ ساعت خارجی رو توی واگن ساخت داخل نصب کنیم؟!

خدا روشکر،الان دیگه می تونم یه نفس راحت بکشم، آخه هر چقدر قطار به سمت ایستگاه های بالاتر میره،فشار کمتر میشه....

/ 38 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

کلا در ایستگاههای بالاتر همه چیز بهتره مگه در این پایین ها جز سختی و مصیبت و بدبختی در کلافی سردرگم چیزی دیگر هم پیدا می شود

مهدیه پوریادگار

سلام برادر اگه شما خبرنگار حوزه راه و حمل و نقل بودید پستهاتون دیگه چی می شد؟!!!!!!![نیشخند] کم پیدایید [گل]

نگین

جایی میان راه در قطار گیر کردید! [زبان]

shabnam

salam aghaye ghasem zade haleton chetore?maro ke faramosh nakardid?kheyli vaght bod ke be veblogeton naumade bodam bishtare neveshtehatono khondam mesle hamishe aali bod.man ke chand vaghte teh nistam vali delam baraye hamon metroye shologham tang shode.be nazaram didane adamaye jorvajor jalebe.age mesle man ye jaye dg zendegi konid ba ye dide dg az metro harf mizanid...

وحیدبهروز

بروز شید دیگه[عصبانی]

نگین

سلام . خوبی شما؟ میگم هوا گرم شده دیگه نمیخوای از لا به لای اون همه فشار خودت رو خلاص کنی و از قطار پیاده شی؟ [زبان]

سكوت

زندگي دو نيمه است نيمه ي اول به اميد نيمه ي دوم و نيمه ي دوم در حصرت نيمه ي اول