تاکسی

به چهار راه که رسیدم،سوار یک تاکسی پیکان لکنته شدم که از فرط فرسودگی یک وَر شده بود.راه که افتاد دیدم همه جانش صدا می دهد.با خودم فکر کردم که چرا راننده تاکسی به این صداها توجهی نمی کند که چشمم افتاد به یک صفحه چوب کوچک که بر روی داشبورد نصب شده بود و بر روی آن به خط نستعلیق نوشته بود:

راننده ناشنواست،لطفا پیش از رسیدن به مقصد خبر کنید.

و زیر این صفحه چوبی کوچک عکس کوچکی از "گوگوش" به چشم می خورد.

راننده از صدای گوگوش چه می دانست؟

/ 28 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همسفر

عیدتون مبارک...[گل][گل][گل]

مهدیه پوریادگار

سلام چه سوژه جالبی بود...[لبخند][گل] راستی قبلنا یه سری به ما می زدین...اما الان...

وحیدبهروز

داداش گل من ادم به شو نیستم که الان مامانم رو گفتم تختم رو اورد جای سیستمم خوب بعدش از روی تخت وب گردی میکنم با پای شل اینو اونور بدو بدو میکنم توی وبلاگ ها داداش گل دعا کن زودی خوب بشم ممنونم داداش گل

نرگس محمدی

سلام.. زیبا بود... آپم با چند پیشنهاد برای رسیدن به آرامش بیشتر [گل][گل] امیدوارم با این پیشنهادات به آرامش برسید...[گل][بدرود]

سپهر

خیلی مخلصیم داداش سر بزن اگه نمیشنوی میتونی بخونی که[نیشخند]

مریم

لازم نیست چیز زیادی بدونه تنها حس خوب داشتن کافی که متاسفانه خیلی از یا شاید همه فرهنگ داخلی ما این حس رو به دیگران منتقل نمی کنه