کودکی ها

کودکی هایم اتاقی ساده بود

قصه ای،دور اجاقی ساده بود

شب که می شد نقش ها جان می گرفت

روی سقف ما که طاقی ساده بود

می شدم پروانه،خوابم می پرید

خواب هایم اتفاقی ساده بود

زندگی دستی پر از پوچی نبود

بازی ما جفت و طاقی ساده بود

قهر می کردم به شوق آشتی

عشق هایم اشتیاقی ساده بود

ساده بودن عادتی مشکل نبود

سختی نان بود و باقی ساده بود

قیصر امین پور

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدیه پوریادگار

سلام ..... و چقدر زیباست این شعر قیصر و به دل نزدیک و صمیمی... روحش شاد[گل]

همسفر

سلام... عیدتون مبارک... التماسِ دعا...[گل][گل][گل]

نرگسی

سلام چقدر زيبا بود اين انتخاب ... خوشحالم كه با وبلاگ خوبتون آشنا شدم با اجازه لينكتون كردم [گل]

نرگسی

باید صبر کنید تا اون تاریخ ... [لبخند]

استاد سپهر

داشتم رد میشدم... جیگرتوووووووووووووو[نیشخند]

محمد

دانلود نرم افزار عترت. منتظرتم.[گل]

سپهر

آدم ها آن قدر زود عوض مي شوند... آن قدر زود... كه تو فرصت نمي كني به ساعتت نگاهي بيندازي و ببيني چند دقيقه فاصله ميان دوستي ها تا دشمني ها فاصله افتاده است ............[گل]