جرج جرداق از امام علي مي گويد

«جرج جرداق» -نويسنده مسيحي- حكايتي از رفتار امام علي (عليه السلام) را نقل مي كند. او قبل از نقل مطلب اصلي، مي نويسد:
«هنگامي كه اين حكايت را مي نوشتم، از شوق امام علي و محبت او به كودكان و بي سرپرستان، اشك چشمهايم بركاغذ ريخته مي شد و نوشته ام را خيس مي كرد.»
اما حكايت چنين است:
امام علي، شبي براي يك خانواده بي سرپرست غذا مي برد. كودك خانواده، در آن هنگام، ناآرامي مي كند. امام از علت ناراحتي او مي پرسد.
كودك مي گويد: بچه ها در كوچه به من مي گويند كه، تو پدر نداري!
امام: به آنها بگو علي پدر من است.
كودك باز هم آرام نمي گيرد و مي گويد: بچه هاي همسايه، داراي اسب چوبين هستند؛ ولي من ندارم.
امام،چوبي پيدا كرده و به اومي دهد،تا شايد خوشحال شده وآرام بگيرد؛ولي كودك،پي درپي بهانه گرفته ومي گويد: من اسبي مي خواهم كه برآن سوار شوم و مرا راه ببرد!
خليفه مسلمانان ورهبرميليون هاانسان، دردل شب خم مي شود و كودك را بر پشت خود سوار مي كند و مي فرمايد: من اسب تو شده ام!
امام آنقدر كودك را سواري مي دهد، كه او خسته شده و بر پشت امام خوابش مي برد.
سپس امام (عليه السلام) او را در بستر خوابانيده و از آن خانه خارج مي شود.

با اجازه  داداش عباس

/ 9 نظر / 18 بازدید
طاهره قيومی

در وصيت امام علی به امتش به موضوع تقوا و نظم بيش از هر چيز ديگری تاکيد شده است . اميد که ماه همه از پيروان او باشيم

ميترالبافی

سلام. از بابت لينک يک دنيا ممنونم..............انشالله هر وقت بيماری تنبلی من در امور کامپيوتری درمان گشت که فکر می کنم به زودی درمان شود جبران می کنم . علی عليه السلام هم مرد بود . يک مرد تنها .

سعيده(گيلاس آبی)

سلام. خيلی خيلی ممنون که اومديد. ...اگر غم را چو آتش دود بودی جهان تاريک بودی جاودانه.

فاطيما ؟

و سلامی .. برام جالب بود که يه خبرنگار سرزده به کلبه م سر بزنه .... در هر حال ادب حکم می کنه که بابت حضور سبزتون تشکر کنم ... وب لاگتون بوی تازگی می ده ...اميدوارم روزی نرسه که از اين وب لاگتون هم همانند باغ دلگشا فقط يک اسم باقی بمونه ! موفق باشيد ... يا حق !